|
خدایا چرا بعضی موقع ها اینجوری آدم رو از آسمون می کوبی زمین تا یادمون بیاد همیشه خوشی وجود نداره؟ یه روزی هم همه میمیریم؟ خدایا دلم براش تنگ شده...آخه چرا دکتر پرویز معماری(دکتر پنجه طلایی) باید توی آخرین روز از دوران خدمتش، دقیقا روزی که برگه بازنشستگیش رو دادن دستش؛ دقیقا وقتی که آخرین عملش رو باید روی من انجام میداد،آخرین خدمت کاریش رو....چرا؟ اخه خدایا میزاشتی بعد از بهوش اومدنم یه بار دیگه میدیدمش و دستشو میبوسیدم. خدایا چرا باید دیروز صبح همکار مامانم زنگ بزنه و بگه دکتر یه ساعت بعد از عمل الناز و مرخص کردنش...توی اتاقش، توی حمومی که همیشه بعد از جراحی هاش دوش میگرفته، قلبش از کار افتاده و فوت کرده؟؟؟ اصلا باورم نمیشه؟ به اصرار همکار مامانم،قرار شد ۲شنبه شب بریم بیمارستانی که مامان اونجا پرستار بود تا دکتر منو ببینه...وقتی ساعت ۶ رفتیم بیمارستان بعد از معاینه ،دکتر گفت بزار همین امشب عملت کنم، شاید شنبه که رفتم قلبمو عمل کنم دیگه بر نگشتما! گفتم خدا نکنه دور از جونتون. خدایا بهش الهام کرده بودی آره؟ به همه از صبح گفته بوده دیگه شاید برنگردم......خدا رحمتش کنه...تا آخر عمر لطفشو فراموش نمی کنم....امیدوارم به خاطر خدمت بزرگی که به همه میکرده، بهشتی باشه.......به خاطر اینکه باید استراحت کنم نتونستم امروز برم برای تشییع جنازه دکتر ... مامانم میگفت حیاط بیمارستان ایت ا... کاشانی،دیگه جایی برای واستادن نبوده! یه فاتحه براشون بفرستید دوستانم........ازم سوالی هم نپرسید.......
جدید: سر بزنید حتما: دنیای شاد و رنگیه الناز اونجاست http://hamema.blogfa.com/ راستی، تهران نیومدی احتمالا ؟! !!!
دعوت نامه برای همه دوستان از طرف وبلاگ من به سیبی خوشنودم... این مطالب رو من در پست قبلی گذاشته بودم، اما چون دیده نمیشد، بصورت یک پست جدید ارسال کردم
منم، منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم به نشان نا رضایتی از امر تغییر پذیر. نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز به نشان نارضایتی تمام عیار از امر تغییر ناپذیر. ((برتولت برشت)) پ.ن: *سر انجام آنفلوانزا گرفتم! از نوع خاکی خوکی عراقی افغانی مکه ای فصلی !!! * دیروز سر کلاس اصلا حوصله اش رو نداشتم ، توی این روزایی که بیشترین احتیاج رو بهش داشتم، به شوخی هاش و خنده های بعدش! احساس می کنم بدجوری ازم دلخور شد.چون بهم اس ام اس نزده دیگه! وقتی هم که از اون سمت کلاس و سر کارای عملی اومد پیشم حالمو بپرسه انقدر بی احساس جوابشو دادم که قیافش آویزون شد....معذرت می خوام ازش! رفتارم اصلا دست خودم نبود !!! * چقدر گلوم میسوزه
|
About![]()
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Links
My Profile
... |