|
امروز تمام احساساتم رو توي خيابون گم كردم...نمي دونم برام چه اتفاقي افتاد.انگار گم شدم! وقتي مردم توي خيابان با طعنه زدن بهم از كنارم رد مي شدن.حس كردم كه انگار اصلا وجودي ندارم.انگار منو نمي ديدن...گوشه ي خيابون واستادم و به مردم نگاه كردم كه با سرعت از كنار هم رد مي شدن. هزاران بار چهره ي بدون لبخندش توي چهره ي كسي ديگه برام ظهور كرد! آخ چه حس بدي دارم..وقتي نمي تونم حرف دلمو بگم.نه به خودش و نه اينجا.احساس حقارت مي كنم. احساس احمق بودن...احساس ضعف...پاهام زور ندارن وزنمو نگاه دارن.دارن خم ميشن................... وقتي كه هميشه به روي همه لبخند بزني و با همه خوب برخورد كني، همه بهت مي گن چقدر تو مهربوني....آخه بي انصافا اين لبخند من زهرخنده ! آخه چرا نمياد بگه از دلت چه خبر به جايي كه بگه چه خبر؟ آخ صدام از تو گلو در نمياد.از بغض اين همه فشار دارم خفه ميشم..از اين درد مي ترسم..كاش پيشم بود و دردم رو مي دونست...كاش دوستش بهش گفته بود من چه دردي گرفتم! شايد بهتر باهام راه ميومد! دوستش بهم گفت اين درد همش براي اينه كه اين همه الكي غصه خوردي!!! الكي؟؟؟؟؟؟؟ نه الكي نبود...چقدر بيام اينجا هي از غصه ها بگم؟ تا كي يه روز خوب باشم يه روز بد؟ تا كي ؟ آخرش از اينهمه چرندو چيلاهاي من، منو نفرين مي كنيد...نميام اينجا اينجوري بنويسم كه برام دل بسوزونيد...ميام مي نويسم كه بخونه. اونوقت شايد روزي باز برام بخنده...................... *~*~*~*~*~*~*~*~* لبت "نه" گوید و پیداست می گوید دلت "آری" که این سان دشمنی یعنی خیلی " دوسم داری! "
ميگن سلام سلامتي مياره...پس سلام به روي ماهه همتون يكمي درد و دل كنم امروزم خبري رو خوندم در مورد آلبوم حميد عسكري خلاصه اميدوارم اين هفته با جشن نیمه شعبان كه امشب مثل هر سال باباها و پسراي كوچمون ميگيرن خووب تموم بشه و هفته ي ديگه خيلي رويايي شروع بشه راستي عيدتون مبارك باشه حتما همين الان به اين وبلاگ سر بزنيد ~> " من به سيبي خشنودم... " از امروز منم به عنوان يكي از نويسنده هاش توي اين وبلاگ مي نويسم...اين وبلاگ انجمن خيرين جوان سيب هستش كه شامل النا و ريحانه و من و مارال ميشه كه اعضاي اصلي هستيم و چندين تا از دوستاي خوبمون هم همراهيمون مي كنن........شماها هم ميتونيد از همراهان و حاميان ما باشيد.... آخيش يكمي سبك شدم....چه حالی میده وسط گرما آپ کنی تا بعد
این کلیپ فلش رو حتما ببینید: http://www.aslan.ir/gallery/myflash/nowar.htm
۲۰ مرداد: سلام.....دارم میرم مسافرت. تا چند دقیقه دیگه راه میوفتیم......تا هفته دیگه......خداحافظ.....شاد باشید
۲۵ مرداد: من برگشتم...خیلی خوش اومدم به تهران یه نکته : به اسم یکی دیگه برای من نظر نذارید چه خصوصی چه عمومی ....واقعا باید خجالت بکشی با اجازه...فعلا
من دفن خواهم شد. زیر آوار این کلمات، من دفن خواهم شد. با پیش رفت این شعر، روح من از این کلمات از دوزخ علامت های مکرر سوال از نشانه های بهت و خیرگی که مدام ته هر عبارت تکرار می شوند و از سنگینی واژه ی درماندگی خرد خواهد شد. د ر م ا ن د ه خواهد شد. برگرفته از کتاب " من گنجشک نیستم " مصطفی مستور
امروز يه پيشي كوچولوي ديگه به اين دنيا اضافه شده.يه پسر مرداديه آتيشي امروز تولد داداش گل خودم، علي آقاي گل و گلابه...۲۵ سالش شد....واي خاك عالم ديدي.......... داداش خوووووووووبم تولدت مبارك باشه....آبجي كوشولوت قربونت بره الهي ما چاكر و خاك پاي همه ي متولدين مرداد هستيم
|
About![]()
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Links
My Profile
... |