تبليغاتX
˙•▪● دنیای وارونه ●▪•˙


















˙•▪● دنیای وارونه ●▪•˙

..::: دنیای تو چیزی به جز من نیست :::..

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،

آسمان را دریاب!

 

 

پ.ن: پست بی ربط ... ! حوصله ام سر رفته بود ...!  همین

امتحانات شروع شده . تو این ترم خیلی خسته شدم! اما خب خوب هم بود.

التماس دعا دارم

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/10/14ساعت23:13توسط النـــــاز | |

 

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است


ذرات جهان درعجب از کار حسین است


دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش


یعنی که خدای تو عزادار حسین است

 ....

 

 التماس دعا دارم برای پسرخاله ی دوستم ....دکتر ها ازش قطع امید کردن ... دعا کنید خدای الرحمن شفاش بده ...

 و التماس دعا برای همه و من

+نوشته شده در جمعه 1388/10/04ساعت12:48توسط النـــــاز | |

 

بامداد امروز

ساعت ۳

آتش سوزی سیمهای برق

قطع برق منطقه!

ترس و اضطراب

 

آتـــــــیـــــــــــــــــــش

 

آتش گرفتن بالکن طبقه اول آپارتمان

 

ایرانسل من!

۱۲۵ !

استرس

 

خدایا شکرت

به خیر  گدشت!

 

۴.۳۰ صبح

تخت خواب

امتحان نیم ترم صبح

دوستانم

دلخوری از دست ......

اس ام اس

ناراحتی

نخوابیدن تا همین الان

یعنی n ساعت

 

قلب!

 

خدایا خوابم میاد

میشه بخوابم؟؟؟

 

پ.ن:  تنهایی..... این کلمه را بلندترین شاخه درخت خوب می داند !

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/26ساعت0:4توسط النـــــاز | |

 

1

2

3

4

5

.

.

.

.

.

.

۲۰

21   دونه شمع کوچولو روی یه کیک خوشگل

 

حالا آرزو  می کنم که با ورود به 22 سالگی ...................................

 

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت

 

دست و سوت

 

از همه طرف ماچ و بوس پرتاب میشه به سمتم...

 

من حسابی خوشحال

 

بریدن کیک و خوردنش( به به)

 

حــالا کادوها باز میشه

 

اول کادوی سعیده جونم و محمد و علی(هم دانشگاهیام) که 5شنبه بهم دادن رو به همه نشون میدم ... جمع فامیل: اینچیه که آووردن ......... عاشق کادو هاشونم....سعیده جونم یه تو گردنیه نقره ی ماه تولد (آذر، دو پیکره) بهم داده ... محمد  و علی هم عروسکای Wall-E و  Eva 

 

بعدشم کادوی مامان بزرگا و بابابزرگم......مامانیم و باباییم و علی داداشیم ........... عمه ها و ...............

 

21 آذر تموم شد

 

امسال حس خوبی دارم....تو چطور؟  

 


یه خواننده ای هست که من اصلا ازش خوشم نمیاد( آخه فقط حمید عسکری رو عشق است ) یه چیزی قبلا خونده بود که می گفت:

تولدم شد بی وفا

از تو نیومد خبری!!!

 ....

حالا

کلا من از سنگ نیستم که! امروزم به مملی گلچین   قول دادم که همیشه مهربون باشم...پس اگه گیر کردی جایی بیا سراغم که با آغوش باز ازت پذیرایی می کنم....منتظرت هستم بی وفا

+نوشته شده در یکشنبه 1388/09/22ساعت0:4توسط النـــــاز | |

 

خودمو به خنده میزنم

خودمو به گریه میزنم

می خوام فراموشت کنم

 اما نمیشه

 

می خوام که از تو رد بشم

می خوام که با تو بد بشم

اما دلم راضی نشد

بی تو نمیشه

 

عکست همیشه  رو به روم

زول میزنم به روبه روم

حس می کنم کنارمی

اما چه فایده

 

دلمو به دریا میزنم

بیام بگم دوست دارم

تا میرسم به روبه روت

بازم نمیشه

.

.

.

از دل تو رونده شدم

مهمونه ناخونده شدم

با اینکه نیستی

حس خواستنت باهامه

 

حس می کنم کنارتم

زنده به انتظارتم

خودت که نیستی

ولی خاطرت باهامه

.

.

.

 

*بالاخره آلبوم حمید عسکری (جـــــونم) منتشر شد !

* جشن نامزدیه ۵شنبه شب یکی از بهترین شبهای عمرم بود!

*رفتم شمال، تا رسیدیم تهران،جشممون افتاد به میدان آزادی، سرماخوردگیم باز شروع شد!  م ـ ـ ـ شوره تهران رو ببرن با این هوای مزخرفش،که همه ی کیف و حال سفر رو کوفت می کنه...!

*** دوستانم، جشن نامزدیه خودم که نبوده نامزدیه پسر دایی بابام بود، که بسی زیاد خوش گذشت پارتی بود یکمی زیــــــاد ***

+نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت21:21توسط النـــــاز | |

خدایا چرا بعضی موقع ها اینجوری آدم رو از آسمون می کوبی زمین تا یادمون بیاد همیشه خوشی وجود نداره؟ یه روزی هم همه میمیریم؟ خدایا دلم براش تنگ شده...آخه چرا دکتر پرویز معماری(دکتر پنجه طلایی) باید توی آخرین روز از دوران خدمتش، دقیقا روزی که برگه بازنشستگیش رو دادن دستش؛ دقیقا وقتی که آخرین عملش رو باید روی من انجام میداد،آخرین خدمت کاریش رو....چرا؟ اخه خدایا میزاشتی بعد از بهوش اومدنم یه بار دیگه میدیدمش و دستشو میبوسیدم. خدایا چرا باید دیروز صبح همکار مامانم زنگ بزنه و بگه دکتر یه ساعت بعد از عمل الناز و مرخص کردنش...توی اتاقش، توی حمومی که همیشه بعد از جراحی هاش دوش میگرفته، قلبش از کار افتاده و فوت کرده؟؟؟ اصلا باورم نمیشه؟  به اصرار همکار مامانم،قرار شد ۲شنبه شب بریم بیمارستانی که مامان اونجا پرستار بود تا دکتر منو ببینه...وقتی ساعت ۶ رفتیم بیمارستان بعد از معاینه ،دکتر گفت بزار همین امشب عملت کنم، شاید شنبه که رفتم قلبمو عمل کنم دیگه بر نگشتما! گفتم خدا نکنه دور از جونتون.  خدایا بهش الهام کرده بودی آره؟ به همه از صبح گفته بوده دیگه شاید برنگردم......خدا رحمتش کنه...تا آخر عمر لطفشو فراموش نمی کنم....امیدوارم به خاطر خدمت بزرگی که به همه میکرده، بهشتی باشه.......به خاطر اینکه باید استراحت کنم نتونستم امروز برم برای تشییع جنازه دکتر ... مامانم میگفت حیاط بیمارستان ایت ا... کاشانی،دیگه جایی برای واستادن نبوده!

  یه فاتحه براشون بفرستید دوستانم........ازم سوالی هم نپرسید.......


جدید: سر بزنید حتما: دنیای شاد و رنگیه الناز اونجاست http://hamema.blogfa.com/

راستی، تهران نیومدی احتمالا ؟!

!!!

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29ساعت21:55توسط النـــــاز |

 

دعوت نامه برای همه دوستان از طرف وبلاگ من به سیبی خوشنودم...

 http://hamema.blogfa.com/

 

 

 

 

این مطالب رو من در پست قبلی گذاشته بودم، اما چون دیده نمیشد، بصورت یک پست جدید ارسال کردم  منتظر حضور گرمتون توی این روزای خنک پاییزی هستیم

 

+نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت12:24توسط النـــــاز | |