تبليغاتX
˙•▪● دنیای وارونه ●▪•˙


















˙•▪● دنیای وارونه ●▪•˙

چه دل ساده ای دارم

 

توی تک تک لحظه هایی که نفس میکشی

ازت متنفرم!

 

به اندازه ی تمام حرف های دنیا

ازت متنفرم!

 

توی لحظه های انتظارت

ازت متنفرم!

 

با تو بودن برای من بهونه زندگی بود

 

به اندازه ی این بهونه ها

ازت متنفرم!

 

شاعر:خودم!

 

+نوشته شده در یکشنبه 1388/11/18ساعت13:30توسط زندونی | |

 

من،

عاشقت هستم،

با اینکه می دانم

خری ست بزرگ!

 

چه کنم؟!

 

با اینکه اسمت را،

از دلم،

از گوشه گوشه ذهنم،

با پاک کنی

مثل

"اشک" ،

پاک کردم،

اما انگار

هنوز

اثر پر رنگ نامت،

روحت،

عشقت،

بر روی کاغذ

قلبم،

باقی است.

 

ثانیه های زیادی است که

دلم می سوزد

برای خودم،

شاید هم برای تو،

برای لحظه هایی که

گذشت

 

سالها گذشت

 

تو باز عاشق شدی

و من باز شکستم؛

شاید تو نیز شکستی

اما صدای شکستن مرا

همه شنیدن

به غیر از گوش های دور تو!

 

روز و شب.

زیاد فکر می کنم

کم حرف میزنم

که

فراموش کنم

 

سخت است.

درد است.

پایان هم ندارد !!!

 

شاید همین باشد !

 

شاعر: خودم!

 

+نوشته شده در یکشنبه 1388/10/27ساعت19:42توسط زندونی | |

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند،

آسمان را دریاب!

 

 

پ.ن: برو خجالت بکش .... !

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/10/14ساعت23:13توسط زندونی | |

 

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است


ذرات جهان درعجب از کار حسین است


دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش


یعنی که خدای تو عزادار حسین است

 ....

 

 التماس دعا دارم برای پسرخاله ی دوستم ....دکتر ها ازش قطع امید کردن ... دعا کنید خدای الرحمن شفاش بده ...

 و التماس دعا برای همه و من

+نوشته شده در جمعه 1388/10/04ساعت12:48توسط زندونی | |

 

بامداد امروز

ساعت ۳

آتش سوزی سیمهای برق

قطع برق منطقه!

ترس و اضطراب

 

آتـــــــیـــــــــــــــــــش

 

آتش گرفتن بالکن طبقه اول آپارتمان

 

ایرانسل من!

۱۲۵ !

استرس

 

خدایا شکرت

به خیر  گدشت!

 

۴.۳۰ صبح

تخت خواب

امتحان نیم ترم صبح

دوستانم

دلخوری از دست ......

اس ام اس

ناراحتی

نخوابیدن تا همین الان

یعنی n ساعت

 

قلب!

 

خدایا خوابم میاد

میشه بخوابم؟؟؟

 

پ.ن:  تنهایی..... این کلمه را بلندترین شاخه درخت خوب می داند !

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/26ساعت0:4توسط زندونی | |

 

1

2

3

4

5

.

.

.

.

.

.

۲۰

21   دونه شمع کوچولو روی یه کیک خوشگل

 

حالا آرزو  می کنم که با ورود به 22 سالگی ...................................

 

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت

 

دست و سوت

 

از همه طرف ماچ و بوس پرتاب میشه به سمتم...

 

من حسابی خوشحال

 

بریدن کیک و خوردنش( به به)

 

حــالا کادوها باز میشه

 

اول کادوی سعیده جونم و محمد و علی(هم دانشگاهیام) که 5شنبه بهم دادن رو به همه نشون میدم ... جمع فامیل: اینچیه که آووردن ......... عاشق کادو هاشونم....سعیده جونم یه تو گردنیه نقره ی ماه تولد (آذر، دو پیکره) بهم داده ... محمد  و علی هم عروسکای Wall-E و  Eva 

 

بعدشم کادوی مامان بزرگا و بابابزرگم......مامانیم و باباییم و علی داداشیم ........... عمه ها و ...............

 

21 آذر تموم شد

 

امسال حس خوبی دارم....تو چطور؟  

 


یه خواننده ای هست که من اصلا ازش خوشم نمیاد( آخه فقط حمید عسکری رو عشق است ) یه چیزی قبلا خونده بود که می گفت:

تولدم شد بی وفا

از تو نیومد خبری!!!

 ....

حالا

کلا من از سنگ نیستم که! امروزم به مملی گلچین   قول دادم که همیشه مهربون باشم...پس اگه گیر کردی جایی بیا سراغم که با آغوش باز ازت پذیرایی می کنم....منتظرت هستم بی وفا

+نوشته شده در یکشنبه 1388/09/22ساعت0:4توسط زندونی | |

 

خودمو به خنده میزنم

خودمو به گریه میزنم

می خوام فراموشت کنم

 اما نمیشه

 

می خوام که از تو رد بشم

می خوام که با تو بد بشم

اما دلم راضی نشد

بی تو نمیشه

 

عکست همیشه  رو به روم

زول میزنم به روبه روم

حس می کنم کنارمی

اما چه فایده

 

دلمو به دریا میزنم

بیام بگم دوست دارم

تا میرسم به روبه روت

بازم نمیشه

.

.

.

از دل تو رونده شدم

مهمونه ناخونده شدم

با اینکه نیستی

حس خواستنت باهامه

 

حس می کنم کنارتم

زنده به انتظارتم

خودت که نیستی

ولی خاطرت باهامه

.

.

.

 

*بالاخره آلبوم حمید عسکری (جـــــونم) منتشر شد !

* جشن نامزدیه ۵شنبه شب یکی از بهترین شبهای عمرم بود!

*رفتم شمال، تا رسیدیم تهران،جشممون افتاد به میدان آزادی، سرماخوردگیم باز شروع شد!  م ـ ـ ـ شوره تهران رو ببرن با این هوای مزخرفش،که همه ی کیف و حال سفر رو کوفت می کنه...!

*** دوستانم، جشن نامزدیه خودم که نبوده نامزدیه پسر دایی بابام بود، که بسی زیاد خوش گذشت پارتی بود یکمی زیــــــاد ***

+نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت21:21توسط زندونی | |